السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
148
تفسير الميزان ( فارسي )
تقسيم كنند . ممكن هم هست جمله * ( « وَرَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ » ) * را عطف تفسير بگيريم براى جمله * ( « نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ . . . » ) * ، در نتيجه جمله مذكور بيانى مىشود براى تقسيم معيشت ، اما به بيان علل انقسام آن در مجتمع انسانى . توضيح اينكه : كثرت حوائج انسان در زندگى دنيا آن قدر زياد است كه فرد فرد انسانها نمىتوانند همه آنها را در زندگى فردى خود برآورده نمايند ، و مجبورند كه بطور اجتماعى زندگى كنند ، و از اينرو است كه اولا بعضى بعضى ديگر را به خدمت خود مىگيرند ، و از آنان استفاده مىنمايند . و ثانيا اساس زندگى را تعاون و معاضدت يكديگر قرار مىدهند ، همانطور كه در مباحث نبوت در جزء دوم اين كتاب گذشت . در نتيجه مال كار بدينجا منجر مىشود كه افراد اجتماع هر يك هر چه دارد با آنچه ديگران دارند معاوضه كند ، و از همين جا نوعى اختصاص درست مىشود ، چون گفتيم هر يك از افراد اجتماع ما زاد فراورده هاى خود را - كه يا غله است و يا كالاى صنعتى - مىدهد و آنچه از حوائج زندگى مىخواهد از ما زاد فراورده هاى ديگران مىگيرد . مثلا يكى از افراد اجتماع قناتى كنده ، و آبى در آورده ، آنچه از اين آب كه زائد بر مقدار حاجتش مىباشد مىدهد ، و از ديگران ما زاد آذوقه شان را مىگيرد ، در نتيجه هر دو ، هم داراى آب مىشوند ، و هم داراى آذوقه . و لازمه اين نوع زندگى اين است كه هر فردى در كارى كه تخصص دارد سعى مىكند و آن كار را به بهترين وجه ممكن انجام داده ، از آنچه درست مىكند هر چه خودش لازم دارد نگه مىدارد ، و قهرا ما زاد آن مورد احتياج ديگران واقع مىشود ، چون ديگران به كارى ديگر اشتغال دارند ، و او هم به فراورده هاى آنان محتاج است ، و ما يحتاج خود را با آنچه از فراورده هاى خود زياد آمده مبادله مىكند ، مانند نانوا كه محتاج آبى است كه سقايان دارند ، و سقا هم محتاج نان او است ، پس نانوا براى سقا كار مىكند ، و سقا هم براى نانوا . و نيز مانند يك مخدوم كه خادمى را براى خدمت خود مسخر كرده ، و خادم هم مخدوم را براى پولش مسخر كرده ، و همچنين هر دسته از طبقات اجتماع مسخر طبقات ديگر ، و خود مسخر كننده آنان است ، و آنان يا بدون واسطه و يا با يك يا چند واسطه مسخر اويند ، ( كفاشى براى كفشدوزى بدون واسطه محتاج به دباغ است ، ولى برزگر با واسطه محتاج به او است ، چون بين برزگر و دباغ و سراج فاصله است ) ، براى اينكه هر يك به ما زاد آنچه نزد ديگرى است محتاج است ، و هر يك فراورده هاى خود را در دسترس ديگران قرار مىدهد ، البته با اختلافى كه مردم در احتياج و اهتمام به فراورده ها دارند .